تبلیغات
گروه نمایش خوابگردها - به گاه مرگ واژه ، تنها : آه
گروه نمایش خوابگردها
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته بجاست


شماره تماس سرپرست گروه خوابگردهای صحنه : 09353230610 حسین عبدالهی
پست الکترونیک مدیریت : khabgarde_sahne@yahoo.com

مدیر وبلاگ : حسین عبدالهی
مطالب اخیر
نظرسنجی
در بین شاخه های هنری به کدام یک علاقه مند می باشید ؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
صفحه نخست    |     تماس با مدیر    |     پست الکترونیک    |     RSS    |     ATOM
یکشنبه 25 تیر 1391

بیش از پیش بدم می آید از خداحافظ

بیش از پیش ...

استاد گول عصا را نخوردیم اما

مرگ گولمان زد .

پیكر هنـرمند بزرگ تئاتر ایران؛ استاد فقید، حمید سمندریان؛ در میان حزن و اندوه جمع عظیم دوستداران و شاگردانش طی مراسمی 24تیرماه؛ از مقابل خانه‌ هنرمندان ایران تشییع شد.
در ابتدا‌ی این مراسم عزت‌اله انتظامی طی سخنانی گفت: «هفته‌ی قبل كه به دیدار حمید سمندریان رفته بودم، به من گفت هر كاری كه می‌خواستم بكنم، كرده‌ام و اكنون دیگر باید برم. من به او گفتم كه نباید حرف رفتن زد.»
این هنرمند بزرگ عرصه بازیگری، حمید سمندریان را الماس تئاتر ایران توصیف كرد و ادامه داد: «او خیلی بزرگوار بود؛ از لحاظ خلق و خو، نظیر نداشت و هیچ وقت اخم نمی‌كرد و هیچ كس را سراغ ندارم كه از او ناراضی بوده‌ باشد.»
سپس ابراهیم حقیقی پشت میكروفن قرار گرفت و گفت: «سخت است شاهد به پایان رسیدن شمعی باشیم كه همیشه با قامت بلند، اطراف خود را روشن می‌كرد. سخت است در رسای معلمی صحبت كنیم كه یگانه بود. سخت است در رسای هنرمندی صحبت كنیم كه عصاره‌ی نیكی نمایش‌نامه‌های دنیا را به كردار درآورده بود.»
همچنین رضا كیانیان نیز از شاگردانان به نام استاد سمندریان نیز رو به حضار گفت: «سلام به حمید سمندریان كه بین شما سرك می‌كشد. این‌جا پر از حمید سمندریان است، سلام به شما، به همه‌ی شاگردان و دوستان حمید سمندریان.»
وی كه گریه، مجال سخن گفتن را برایش سخت می‌كرد ادامه داد: «خیلی مهم است كه چندین نسل، فردی را دوست داشته باشند و برایش احترام بگذارند، از آقای انتظامی گرفته تا جوانانی كه حتی تازه می‌خواهند وارد دانشگاه شوند. این راز عجیب سمندریان است.»
كیانیان با بیان اینكه سمندریان چیز زیادی از دنیا نمی‌خواست اظهار داشت: «سمندریان فقط می‌خواست چند نمایش‌نامه را اجرا كند، چرا نتوانست اجرا كند؟ حمید سمندریان می‌گفت اگر من نتوانم نمایش‌نامه‌ی گالیه را اجرا كنم دستم از گور بیرون می‌ماند. كاش او می‌توانست هر سال نمایشی را به صحنه ببرد تا دستش از گور بیرون نماند. من می‌گویم سمندریان آسوده باش، چون قرار است نمایش‌نامه گالیله را همه‌ی ما اجرا كنیم.»
در ادامه مراسم، حسین پاكدل كه اجرای مراسم را برعهده داشت، گفت: «من هرگز و هرگز نشنیدم كه حمید سمندریان از كسی بدگویی كند و من بر این ادعا شهادت می‌دهم. اون این‌قدر پـُر بود كه نیاز به بدگویی نداشت.»
همچنین پیام دهكردی به عنوان یكی از شاگردان استاد سمندریان قطعه‌ای را برای حضار قرائت كرد:«تنها مانده‌ایم؟ ناتوانیم از ادامه‌ این راه؟ ما چرا اینجاایم؟ اینجاایم برای خاكسپاری پیكر او. تنها، پیكر او. نه، حمید سمندریان نمرده است. زنده است. زنده. تكثیر شده در وجود تك تك ما و این جادوی اوست. باور كن. رنج می‌بری؟ نمی‌توانی فراموشش كنی؟ فراموشش نكن. نمی‌توانی فراموشش كنی و این درد مشترك من و توست تا همیشه. اما شاید، شاید و شاید اگر كمی صبر، صبر و صبر داشته باشیم شاید بفهمیم چرا زنده‌ایم و چرا رنج می‌بریم. از یاد برده‌ای؟ ما را چه آموخت؟ ما هستیم تا عاشقانه زندگی كنیم. و عاشقانه كار كنیم. كار، كار، كار. و امید یگانه واژه ما باشد برای ادامه‌ی راهش. پس حالا واع می‌كنم با پیكر او و تنها پیكر او. آری وداع كنیم زمزمه كنان، دوست دارمت نه بسان گذشته، كه چونان این لحظه، این آن بی تو بودن. نه نفس دارم و نه نای نفس. تنها یك واژه، می میرمت.»
در پایان مراسم هما روستا،‌همسر هنرمند حمید سمندریان نیز در جملات كوتاهی اظهار داشت: «حمید همه را وصیت كرده بود به خوبی كردن. گفته بود من خیلی دشمن دارم اما وقتی این دشنان با من آشنا می‌شوند و مرا می‌شناسند، دست از دشمنی بر‌می‌داند. او وصیت كرد به هم خوبی كنید.»
در این مراسم و در مقابل خانه هنرمندان، شاگردان و دوستداران حمید سمندریان با امامت حجت الاسلام والمسلمین سید محمود دعایی، بر پیكر او نماز خواندند و برای خاكسپاری راهی قطعه‌ی هنرمندان بهشت زهرای تهران شدند.





نوع مطلب :
برچسب ها :